على ربانى گلپايگانى
321
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
مىيابد طبيعت يا اراده است ، بنابراين سخن ذيمقراطيس كه حركات اجرام صغار را بدون توجه به طبيعت ( ميل درونى ) عامل پيدايش اجسام مىداند صحيح نيست . و به عبارت ديگر اجرام صغار ( منهاى ميل درونى ) فقط علت مادى هستند و براى پيدايش تركيبات تنها علت مادى كافى نيست ، علت فاعلى هم لازم است ، ( البته مقصود از علت فاعلى در اينجا فاعل مباشر يعنى طبيعت است ، و فاعل از نظر فيلسوف الهى سرانجام به ذات بارىتعالى منتهى مىگردد ) . مطلب ديگر اينكه حقيقت اتفاق ( در رابطه با غايت ) اين است كه ما بدون در نظر گرفتن اسباب و علل واقعى يك رويداد ، زمان يا مكان وقوع آن را ( كه وجود و عدم آن رويداد در آن زمان و مكان نسبت يكسان دارد ) در نظر گرفته و بگوئيم تحقق اين حادثه در اين مكان يا زمان امرى اتفاقى است ، شيخ خود دراينباره چنين مىگويد : « خوردن و آشاميدن را اگر به اراده فاعل نسبت دهيم ، و فرض كنيم كه اراده انجام آنها را نموده است ، در اين صورت اين دو فعل از حد امكان ( تساوى وجود و عدم ) بيرون آمده امرى اكثرى الوجود خواهد بود . و به هيچوجه صحيح نيست كه آن را اتفاقى بدانيم ، ولى اگر آنها را به ارادهء فاعل نسبت ندهيم و صرفا به زمانى كه وقوع و عدم وقوع آنها در آن مساوى است نظر كنيم صحيح است بگوئيم . من بر فلانى وارد شدم و اتفاقا او غذا مىخورد يا راه مىرفت . پس اتفاقى بودن اين فعل در حقيقت نسبت به داخل شدن بر فاعل است نه نسبت به ارادهء فاعل . و شكى نيست كه وارد شدن بر فاعل از اسباب تحقق أكل و مشى نبوده است ، ولى نوعى تقارن وجودى با اراده فاعل پيدا كرده است ، بنابر اين اتفاقى بودن فعل مزبور رابطهاى ذاتى با اراده فاعل ندارد ، چون در اين صورت اتفاقى ( امكان و تساوى وجود و عدم ) نيست بلكه دائمى يا اكثرى است ، ولى نسبت به وارد شدن شخص ديگر بر فاعل اتفاقى است . كوتاه سخن آنكه : در عبارات شيخ هم به علت فاعلى و هم به علت غائى